مهرماه ۱۳۷۷ شمسی به پایان نرسیده بود که در راه رسیدن به آرزوهای دوران کودکیم قدم گذاشتم! آغاز سال دوم مهندسی صنایع وارد دنیای رسانه شدم و روزنامه ابرار اقتصادی مرا به عنوان خبرنگار حوزه وزارت صنایع معرفی کرد. در پوست خودم نمیگنجیدم و خواب نداشتم!
دولت اول سیدمحمد خاتمی و وزارت غلامرضا شافعی به عنوان وزیر صنایع، مطبوعات در اوج قدرت بود و چند روزنامه و یک تلکس خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران تنها بازیگران خبری مملکت بودند! دقیقا یک دهه بعد، اینترنت و رسانه های اینترنتی کمکم وارد بازی جدی رسانه ای شدند.
من و همکارانم از روزنامههای آن دوران مسئولیت پوشش اخبار وزارت صنایع را برعهده داشتیم. شش ماهی که از شروع کارم گذشت، وزیر دستور داد، قرارداد ساعتی با من منعقد شود!! مهدی اویارحسین مدیرکل وقت روابط عمومی وزارت صمت از وزیر پرسیده بود، چرا؟ و چرا این جوان تازهکار و نوپا؟! شافعی در پاسخ گفته بود این جوان عدد میفهمد! من در مصاحبهها میگویم میلیارد تومان و روزنامهها مینویسند میلیونریال، میگویم میلیارد دلار، مینویسند میلیوندلار! من میخواهم این جوان خبرهای وزارتخانه را بنویسد! بعد از شنیدن این روایت من روی ابرها بودم اما مسئولیتم صد چندان شده بود و به خاطر حساسیتهای شخص وزیر، خطبهخط اخبار مربوطه و بهخصوص اعدادش را با شخص وزیر چک میکردم که اعتبار و اعتمادم نزد ایشان زیر سوال نرود! امروز بعد از ۲۸ سال و آمدن و رفتن بیش از ده وزیر صنعت، معدن و تجارت کار به جایی رسیده که اعداد از بیانیه رسمی وزارت صمت تحریف میشود! عدد اصلا برایشان مهم نیست! برای هزار میلیارد تومان اسم گذاشتهاند که بدهیها و زیانها، کوچک بهنظر برسد یا شاید در جلسات راحتتر به ذهن بسپارند!
یک همت!!! قائم مقام، معاون و مدیرکل وزیری که حقوق دریافتی قانونی سالانهاش به دو میلیارد تومان هم نمیرسد ،۱۳/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ تومان بدهی به بخش خصوصی را از یک مطلب استراتژیک طلبکارانه وزارت صمت پنهان میکند تا عملکرد وزارتخانهاش را زیر سوال نبرند!
در قیاس با وزیری که در دنیای محدود اطلاعرسانی ۲۸ سال پیش، ارقام و اعداد برایش آنقدر حیاتی بوده، تعجب آور نیست؟!
بعد از آمدن اسحاق جهانگیری و قصهای که در اولین دیدارمان افتاد که بماند برای مطلب دیگری، ۲۵ سالی است قدم در ساختمانهای وزارت صمت نگذاشتهام؛ اما این همه عقبگرد در بیان مطلب با حذف واقعیتها برای من قابل هضم نیست! کدام مشاور رسانهای، کدام مدیرکل روابط عمومی، چنین نسخهای برای این ادعای بزرگ پیچیده است که بنا بر دلایل و نشانههای متقن رسانهای، رسما چنین مطلبی به افکار عمومی حقنه شود و اصل موضوع در هیچ کجای روایت گفته نمیشود!
بخش خصوصیای که در حال حاضر از سوی دوست و دشمن، مخالف و موافق، مورد تحسین قرار میگیرد که بزرگ ترین گروه صنعتی مملکت با بزرگترین شبکه تامین کشور که در سراسر ایران گسترده است را بدون کوچکترین بار فشار به دولت و حاکمیت اداره میکند و نهتنها سربار اقتصادی و صنعتی مملکت در این روزهای دشوار تاریخی نیست، بلکه خودش با ایده های نوآورانه، راههای جدیدی پیشنهاد میدهد تا بار فشار اقتصادی مملکت در بحران نقدینگی هم کاسته شود!
جرم بخش خصوصی چیست؟! جرمش این است که مطالباتش بهحدی رسیده که نه عقل، نه منطق، نه توان، نه اقتصاد، فرمان ادامه راه بدهکار شدن بیشتر به یک مشتری را نمیدهد؟! چقدر؟ ۱۳۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰ ریال یا ۱۳ هزار میلیارد تومان یا بهقول دولتیها ۱۳ همت!
جناب وزیر، جناب قائممقام، جناب معاون، جناب مدیرکل، مستدل و محکم است این روایت دینی که آنچه را که برای خود میپسندی برای دیگران نیز بپسند و آنچه که برای خود نمیپسندی برای دیگران هم نپسند!
آیا وزیر محترم به بنگاه اقتصادی شخصی خود اجازه میدهد ۱۳ هزار میلیارد تومان از یک مشتری طلب داشته باشد و همچنان به آن مشتری کالا بفروشد؟! به هر کاسب خرد در هر کجای عالم هم بگویی به شما خواهد خندید!
میشود به ۱۳ هزار نفر هر کدام یک میلیارد تومان قرض بدهید و بگویید ۱۳ هزار و یکمین نفر هم وارد شود و بگیرد و … ! فهمیدن این ارقام سخت است؟! آیا شخصا حاضر هستید نه به ۱۳ هزار نفر بلکه فقط به یک نفر یک میلیارد تومان، ماهها قرض بدهید و مجدد به همان شخص صد میلیون تومان دیگر اعانه بدهید!؟ بارها و بارها و بارها دلسوزان نوشتند و تکرار کردند که راه نجات سایپا ادامه دادن دولت در مدیریت آن نیست! در همین دولت پزشکیان، چندین تقاضای مختلف رسمی، غیر رسمی، داخلی و خارجی برای خرید سهام سایپا آمد و ندادید و اصرار کردید در نامههای مختلفی که رسانهای هم شد که سایپا را آباد خواهید کرد و در پایان سال ۱۴۰۴ به سوددهی خواهید رساند!
چه شد؟ آبادش کردید و یا با تولید خودروهای ناقص و تاخیر در تحویل به مردم، مجدد، بیآبرویی برای دولت و مملکت به باور آوردید؟ حالا که همه عالم و آدم دیدند که سایپا را به چه روزی انداختید که اکنون در میانه جنگ هیچ آدم ثروتمندی (که قطعا عاقل هم بوده که ثروتمند شده) روی میز معاملهای که وزیر، یک سال و نیم عقب انداخت، خریداری برای سایپا نیست!
چرا در مشورت با عقلا، راهحل اجرایی پیدا نمیکنید؟! مگر نیستند مدیرانی در میدان صنعت که اعتبارشان در سپهر اقتصادی مملکت از چند بانک دولتی و خصوصی و چند وزارتخانه بالاتر است، اما حاضر نیستید بپذیرید و بنشینید و بهجای فرافکنی در تقصیرها، مشکلات سایپا را در مشورت با آنان حل کنید؟! اصلا وزارتخانهای که علیه صنعتگر و در واقع علیه زیر مجموعهاش رسما مصاحبه میکند را چطور باید توصیف کرد؟!
مصاحبهای که روز سهشنبه در خبرگزاریای منتشر میشود و مجدد چهارشنبه با مطلع دیگری برای خبرگزاری صدا و سیما ارسال میشود، معنایی جز تعمد و برنامهریزی برای رفع مسئولیت یک تصمیم غلط منجر به بحرانی بزرگ ندارد! نهتنها این مصاحبه بلکه صدها مصاحبه دیگر برای مسالهای ساده و روشن که تعداد کثیری از عقلای مملکت این مسیر اشتباه را چه در عالم رسانهای و چه در جلسات مختلف رسمی، غیررسمی و حتی توسط نهادهای نظارتی مختلف مملکت گوشزد کرده بودند، اصل مسئولیت وزارت صمت در این ابر بحران را پاک نخواهد کرد، اما کو گوش شنوا!
جناب وزیر! کسانی که در این شرایط سخت، شبانهروز در تلاش برای ادامه تولید، حفظ اشتغال و رفع بحرانها هستند، برای مملکت ثابت شدهاند؛ اما عجیب است علیرغم رفتارهای اخیرتان که نشان از عقلانیت و درایت برای حل ابربحران صنعت خودرو میداد، مجدد رویه دیگری در نیمه دوم هفته جاری در پیش گرفتید!
آقای وزیر در زندگی، یکی دولتمرد میشود یکی صنعتگر! اجازه ندهید با حسادت های شخصی ناشی از مسیر مختلف زندگی دو نفر، تصمیمات کلان مملکت دچار آسیب شود ! با صلح، دوستی و درایت و منطق، بهراحتی طی چند ماه مشکلات سایپا حتی بدون تغییر مالکیت قابل حل است، کافی است دستتان را دراز کنید و با جان و دل و دودستی به مصافحه گرمتان ادامه دهید!
در اقتصاد، اعداد حرف میزنند، نه چیزی دیگر …
اصغر خسروی مردخه – جاده مخصوص !
دانلود با کیفیت







